|
کلاغه هم به خونه اش رسید اما من هنوز نه بهتره بعد از این بگی نداهه به خونه اش نرسید + نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 14:12 توسط نازی |
همیشه خواستم یه مترسک بذارم درست وسط قلبم.اما همش یادم رفته .سیگار رو روشن می کنم . سروته میگرم. و نزدیک می کنم. دستم داره می سوزه اما خوب این دفعه یادم می مونه خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد خوشا به حال آسمان هرگاه مي گريد دريايي هست درکش کند، درد دلش را گوش دهد غمخوارش باشد + نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 14:10 توسط نازی |
می روم بالا تا اوج، من پر از بال و پرم
التماست نمی کنم! تنها می نویسم:بیا بیا و امشب را بی گریه کنارم باش مگر چه می شود...هان!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 14:3 توسط نازی |
هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل ، بی کار سخت یافت می شود ، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.این تنها معنای حقیقی آرامش است + نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 13:48 توسط نازی |
همه ی ارزوها محبت های قلب من ,محبت و بخشش توست All the source of melancholy in my mind , the gracious thou همه نگرانی من و فکرم از محبت توست Wherever I cast those eyes of mine at the world هر جای این دنیا که چشم می اندازم, It is thou today , it will be thou tomorrow امزوز تو هستی, فردا هم تو خواهی بود. اگر روزی دشمن پیدا کردی, بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی ! اگر روزی تهدیدت کردند, بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی, بدان قیمتت بالاست! اگر روزی ترکت کردند , بدان با تو بودن لیاقت می خواهد + نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 13:42 توسط نازی |
حال من ماندم و خاکستر ارزوهایم و ققنوسی که از فراز بام دلم برخاست هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمونهم رسيد يادش باشه ريشش کجاست + نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 15:44 توسط نازی |
من از خدا خواستم، ![]() + نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 0:28 توسط نازی |
من میدانم که روزی خواهم مرد ، پس مرا در خاک می نهید مرا در تابوت سیاهی بگذارید تا همه بدانند که سیاه بخت بوده ام . . . !چشمان مرا باز بگذارید ، تا تمامی جهان بدانند که چشم انتظار از این دنیا رفته ام . . . !دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند که من به آنچه می خواستم نرسیدم . . . !و در آخر یک پارچه سیاه بر تابوتم بکشید ، تا همگان بدانند هر چه ظلمت بود کشیدم . . . !![]() + نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 0:21 توسط نازی |
مردن آن نیست که در خاک سیه دفن شوم ،مردن آن است که از خاطر تو با همه خاطره ها محو شوم
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 0:5 توسط نازی |
دلم میخواد روی تمام آجر ها بنویسم که دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم که یکیش اصل بخوره وسط فرق سرت تا بفهمی چه دردی داره..وقتی که آدم دلش واسه یکی مث تو تنگ میشه من اعتقاد دارم که اون خدایی که بالای سر ماست تو رو آفریده تا من عاشقت باشم اون تو رو از بین همه برای من انتخاب کرد تا تورو به منتهای درجه دوست داشنه باشم . + نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386 22:22 توسط نازی |
بدون عشق.روزها:.....غم..گلایه..اشک..بیهودگی.تشنگی..هراس..نابودی پس هر روزت را عاشق باش وقتی زمانی رسید که خواستی قلبت رو به کسی تقدیم کنی ..اول مطمئن شو که اون قلبتو نمی شکنه. چون قلب شکسته لوازم یدکی نداره.. + نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386 21:48 توسط نازی |
افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود + نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 13:26 توسط نازی |
دوری عشق های کوچک را از بین می برد ولی به عشق های بزرگ عظمت می بخشد مثل باد که کبریت را خاموش می کند ولی شعله های آتش زا بزرگتر میکند خندیدم و گفتم:تو کی هستی؟ گفت :غـــــم و تنهایی + نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 13:12 توسط نازی |
با دستهای بسته به زنجیر زندگی حتی آغوشی ندارم که برای مرگ بگشایم چه برسد به رویایی شیرین هر از گاهی توقف در ایستگاه بین راه فرصت خوبی است برای دیدن مسیر طی شده و نگریستن به راه در پیش رو . گاهی برای رسین باید نرفت ... + نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386 13:44 توسط نازی |
پرسيدم چرا دوستم داري؟ توي چشمام نگاه كرد وهيچي نگفت گفتم شايد واقعا دوستم نداره؟ وقتي رفت فهميدم دوست داشتن دل ميخواد نه دليل... + نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 22:56 توسط نازی |
اگر فکر می کنید دنیا بر علیه شماست اینگونه خواهد بود
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386 19:19 توسط نازی |
انسان های موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهد بلکه کارها را به گونه ای متفاوت انجام می دهند آنکه با خودش تنهاست هنوز کامل نیست . + نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386 14:57 توسط نازی |
اونی که از معرفت و مردونگی دم میزنه بی هوا از پشت به آدم خنجر میزنه + نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386 14:47 توسط نازی |
میدونی فاصله بین انگشتات واسه چیه ؟ واسه اینه که یک نفر دیگه اونو با انگشتاش پر کنه گله و گلایه ای نیست، بی وفایی رسم عشقه ، عاشقا تنها می مونن ، تنهایی مرام ̦ عشقه + نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386 19:44 توسط نازی |
دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسن ، مگر اینکه یکیشون واسه دیگری بشکند دوستی مثل ایستادن روی سیمان خیسه ، هر چه بیشتر وایسی رفتنت سخت تر میشه ، و اگه رفتی ، جای پات واسه همیشه می مونه + نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386 19:36 توسط نازی |
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386 19:22 توسط نازی |
|
|||||||||