|
مرگ را پروای آن نیست که به انگیزه ای اندیشد زندگی را فرصتی آن قدر نیست که در آینه به قدمت خویش بنگرد یا از لبخنده و اشک یکی را سنجیده گزین کند عشق را مجالی نیست حتی آنقدر که بگوید برای چه دوستت میدارد دیسال پناه آوردیم به فصل سبز بودن امسال را به پاییزی که شاید اغاز زمستان باشد اما زمستان هم گذشت و چشم من خیس است و بارانی . . . سال بعد. فصلی دگر (شاید) + نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387 13:6 توسط نازی |
|