|
آنقدر رفته ای که تمام دردهای باز مانده به یاد تو بر روی پاشنه های انتظار پوسیده اند به من نگاه کنید این منم تنهای تنها تنهاتر از همیشه بدون داشتن حتی یک ستاره در آسمان تنها دارایی من دو قطعه زمین عاریتی به اندازهءکف پاهایم است که نمی دانم لحظه ای بعد از آنه چه کسی خواهد بود + نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 16:18 توسط نازی |
|