|
تو گفتی عشق چیست؟ گفتم:عشق سرسبزی زندگی ست. گفتی:زندگی چیست؟ گفتم:زندگی سراب دل من تنهاست. گفتی:سراب چیست؟ گفتم:سراب فانیت این دنیاست. گفتی: دنیا چیست؟ گفتم:دنیا پژمرده گنجیشک تنهاست. گفتی:تنهایی چیست؟ گفتم:تنهایی غم فراق است. گفتی: غم فراق چیست؟ گفتم:غم فراق غم دلی است که ز هجران پوسیده است. گفتی:دل پوسیده هجران چیست؟ گفتم:دل پوسیده هجران دل من است کز دوری تو به زار آمده. + نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1385 15:44 توسط نازی |
|