|
يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشق اون بود . دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوستش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو . پسر با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت : مراقب چشماي من باش ! + نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1385 11:19 توسط نازی |
|